الشيخ محمد تقي فلسفي

217

الحديت ( روايات تربيتى از مكتب اهل بيت ع )

رسول اللَّه اضرب بالمر و المسحاة فانفقه على عيالى فقبّل يده رسول اللَّه ( ص ) و قال هذه يد لا تمسّها النّار . « 1 » انس بن مالك گفت موقعى كه رسول اكرم از جنگ تبوك مراجعت ميكرد سعد انصارى باستقبال آمد ، حضرت با او مصافحه كرد و دست سعد را زبر و خشن ديد . فرمود : چه صدمه‌اى و آسيبى بدستت رسيده است ؟ عرض كرد يا رسول اللَّه من با طناب و بيل كار ميكنم و درآمدم را خرج معاش خانواده‌ام مىنمايم . رسول اكرم دست او را بوسيد و فرمود اين دستى است كه آتش با آن تماس پيدا نمىكند . بيكارى و كم‌كارى كان رسول اللَّه صلّى اللَّه عليه و آله اذا نظر الى الرّجل فاعجبه قال هل له حرفة فان قالوا لا ، قال سقط من عينى . « 2 » رسم پيغمبر اكرم اين بود كه وقتى با مردى برخورد ميكرد كه نيرو و قوّتش مايهء شگفتى آن حضرت ميشد سؤال ميكرد آيا حرفه‌اى دارد و بكارى مشغول است ؟ اگر جواب منفى بود ميفرمود از چشم من افتاد . قال رسول اللَّه صلّى اللَّه عليه و آله : ملعون من القى كلّه على النّاس . « 3 » رسول اكرم ( ص ) فرموده است : رانده و مطرود درگاه الهى است كسى كه بار زندگى خود را بر دوش دگران بيفكند و از دسترنج مردم امرار معاش نمايد .

--> ( 1 ) اسد الغابة 2 ، صفحهء 269 ( 2 ) بحار 23 ، صفحهء 6 ( 3 ) تحف العقول ، صفحهء 37